زگهواره تا گور دانش بجوی

ادامه اجزای شعر

"به نام آنکه جان را آفرید"

سلام بچه هاحالتون خوبه؟خوشین؟منکه خیلی خوبم آخه چهارشنبه یعنی دیروز مبعث پیامبر بود وعموپورنگ هم دربرنامه پردیس حضور داشت حداقل تا ۲یا۳روز انرژی دارم بعدم خداکریمه

خوب همون طور که بهتون قول داده بودم امروز ادامه درسمون(اجزای شعر)رو براتون میذارم پس بخونید بقیشو

تعریف ضرب المثل:به سخنان معروفی میگویند که میتوان از آن ها پندواندرز گرفت.این سخنان نسل به نسل ویا سینه به سینه به ما منتقل شده است. مانند:عاقبت جوینده یابنده است.

                  هرکه بامش بیش٬ برفش بیشتر.

تعریف کنایه:یعنی پوشیده سخن گفتن درباره موضوعی.وقتی با زبان کنایه حرف میزنیم٬منظور خود را به طور غیرمستقیم بیان می کنیم.که البته این باعث میشود خواننده تلاش کند تا معنای اصلی سخن مارا دریابد.مانند:فلانی ریش سفید محله است.(یعنی با تجربه است.)

جان بخشی به اشیا(تشخیص): شاعران و نویسندگان برای خیال انگیز کردن نوشته های خود از جان بخشی به اشیا استفاده می کنند.یعنی حالت هاو رفتار خاص انسان را به چیزهایی بی جان نسبت می دهند. البته این نوشته ها یا شعرها از زبان اشیا بیجان سخن می گویند.

 

نثرعادی:به نثر گفته میشود  که نهاد اول جمله و فعل در آخر جمله قرار دارد . در این گونه نثر کلمه های خیال انگیز استفاده نمیشود .مانند:جنگل های زیبا در هر فصلی دیدنی است.

نثر ادبی:به نثری گفته میشود که خیال انگیز باشد.یعنی از تشبیه و جان بخشی به اشیا و... استفاده شود. البته گاهی جای نهاد وفعل تغییر میکند.مانند:دریای همر و محبت ٬مادر است.(مهر و محبت مانند دریااست .)هم چنین اگر دقت کنید می بینیدمادر که نهاد است قبل از فعل قرار گرفته است .ودر اول نیامده است.

خوب اینم از این خوشتون اومد؟من که خسته شدم اینقدر نوشتمبه سایت عموپورنگ سر زدید؟خیلی قشنگ شده

خوب بیشتر از این چشمتون رو درد نمیارم

به خدا میسپارمتون خدا حافظ

خداحافظ همین حالا٬همین حالا که من تنهامبای

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 20:21  توسط فروغ  | 

اجزای شعر

"به نام خالق زندگی"

سلام دوستای خوبم ! حالتون چطوره؟امیدوارم که خوب باشید امروز میخوام با اجزای شعر آشنا تون کنماما چون زیاد بود نتونستم همه رو بنویسم اما فعلا ۶تا از تعریف ها رو داشته باشید تا بعدا ۶تا دیگه براتون بنویسمپس بریم سراغ درس

تعریف مصراع:مصراع در لغت به معنی یک لنگه در از دو لنگه و در اصطلاح حداقل سخن موزون می گویند . هم چنین می توان گفت:مصراع نیمی از یک بیت است.

تعریف بیت:درلغت به معنی خانه و در اصطلاح حداقل شعری است که از دو مصراع تشکیل شده است.

.مصراع.................................                ...مصراع.............................

جدا شد یکی چشمه از کوهسار             به ره گشت ناگه به سنگی دچار

                                             بیت

تعریف قافیه:به کلمه های هم آهنگ و موزونی که در آخر هر مصراع می آید.قافیه میگویند.مانند:

توانا بود هرکه دانابود       زدانش دل پیر برنابود

                            قافیه                                                  قافیه

تعریف ردیف:کلمه یا کلمه هایی را که در آخرهر بیت یا پایان هردو مصراع ازیک بیت که  به یک شکل ویا یک معنی تکرار شوند ردیف میگویند.مانند:

غمت در نهانخانه دل نشیند        به نازی که لیلی به محمل نشیند

                                            ردیف                                                                               ردیف

تعریف کلمه های مخفف:به کلمه هایی که به صورت کوتاه شده در شعر یا عبارتی می آید مخفف میگویند.مانند:

کلمه             مخفف 
از ز
سیاه سیه

 

 

 

تعریف تشبیه:آن است که کسی یا چیزی را از لحاظ داشتن صفتی به کسی یا چیزی  دیگری که آن صفت را به حد کمال دارد ویا به داشتن آن معروف است مانند کنیم. مثل:

برق چون شمشیر بران     پاره میکرد ابرهارا

که در اینجا برق را به شمشیری تشبیه کرده اند که ابر هارا پاره میکند.

خوب فکر میکنم برا امروز بسه راستی سایت عموپورنگ هم آپ شده میتونید برید ببینیدhttp://www.amoo.ir اینم سایت عموپورنگ((کسی که روزی هزاربار براش میمیرم و زنده میشم))راستی بچه ها من میخوام یک وبلاگ راجب عموپورنگ  درست کنم اما مشکلی در قسمت بلاگفا برام پیش آمده که نمیتونم وبلاگ درست کنم هر کسی حاضر به همکاری هست میتونه تو قسمت نظرات بهم بگه تا یه وب گروهی خوشگل برا عمو درست کنیم

تا روز دیگه خداحافظ 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 15:36  توسط فروغ  |